از جنس رویاهای
ذهن یک مرده ی خواب
تو شاش بعد از شراب
تو کینه صبح خمار
من تنهایی و خیال
کف حمام و بخار
اولین نفس بعد از ارگاسم
زجر لحظه وصال
دیر کرده ای ساعت های بسیار
قلب من و اینک خالی
بطری انتظار
بوی کاندوم های مانده در سطل
منتظر روز فردی در ماه
تو
زجر مدام و مدام
برچسب: مدام,
نویسنده: بهار خوشنام